المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
519
مروج الذهب ( فارسى )
ذكر معتقدات عرب درباره قيافه و فال و سانح و بارح و غيره كسان درباره عيافه و قيافه و ديگر چيزهاى مذكور اختلاف كردهاند گروهى قيافه را محقق شمرده و معتبر دانند زيرا چيزهاى همانند خصايل يكسان دارد و روانيست كه فرزند همانند پدر يا از جهتى همانند كسان خود نباشد بعضى ديگر گفتهاند حكم قيافه در فرزند فقط در اعضاى معينى معتبر است نه در اعضائى كه همانند نيست و حد مشتركى ميان آن وجود ندارد گروهى ديگر آنچه را بگفتيم انكار دارند كه به نظر آنها مردم در حد انسانيت اشتراك دارند و در چيزهاى ديگر اختلاف دارند و حكم اكثريت چيزهاى همانند موجب آن نميشود كه هر چيزى را از همه جهت نظير و همانند آن بدانيم زيرا اين مخالف حكم عقل است كه چيزهاى جدا را مختلف ميداند . اين مسائل خاص عربان است و غالب آن در اقوام ديگر نيست البته كاهنى در اقوام ديگر بوده است اما قيافه و زجر و تفاؤل و تطير كه در غالب امور رايج است در غير عرب نيست و در همه عرب نيز متداول نيست بلكه خاص مردم هوشيار و مجرب و دقيق است و اگر در بعضى اقوام ديگر مانند فرنگان و اقوام مجاور ايشان يافت شود ممكن است بروزگاران قديم از عرب گرفته باشند زيرا عربان بنواحى مختلف مهاجرت كردهاند و زبانشان بگشته و باقوامى كه ما بين آنها سكونت گرفتهاند منتسب شدهاند بنابر اين ممكنست فرنگان و ديگر اقوامى كه اين رسوم را دارند پس از اسلام از اقوام عرب كه در مجاورت